آیا به روسیه می توان اعتماد کرد؟

به گزارش وبلاگ جدیدترین ها، آیا روسیه غیر قابل اعتماد است؟ برقراری روابط استراتژیک با این کشور درست است یا غلط؟ اینکه، آمریکا و اروپا در برجام بدعهدی کردند، پس قابل اعتماد نیستند لذا باید به سمت روسیه، هند، چین یا مثلا اندونزی و به طور کلی کشورهای همسایه برویم؟.

آیا به روسیه می توان اعتماد کرد؟

به گزارش گروه رسانه های وبلاگ جدیدترین ها، آیا روسیه غیر قابل اعتماد است؟ برقراری روابط استراتژیک با این کشور درست است یا غلط؟ اینکه، آمریکا و اروپا در برجام بدعهدی کردند، پس قابل اعتماد نیستند لذا باید به سمت روسیه، هند، چین یا مثلا اندونزی و به طور کلی کشورهای همسایه برویم، به معنای این است که، شعار نه شرقی و نه غربی را زیر پا گذاشته ایم؟ علت علاقه غیر عادی جناح خاص به غرب با وجود تجربه تلخ برجام و اثبات قطعی بدعهدی آنها چیست؟ اینکه می گویند، هر کشوری به غرب نزدیک شد، پیشرفت کرد و هر کشوری به شرق نزدیک شد پسرفت، چقدر درست است؟ اصلا آیا چرخش به سمت کشورهایی غیر از آن 5 کشور بدعهد غربی یعنی، چرخش به شرق؟ در این یادداشت، کوشش می کنیم تا حد امکان، پاسخ های منطقی برای این سؤال ها بیابیم.

در دنیای سیاست، هیچ کشوری صد در صد قابل اعتماد نیست اما بعضی کشورها صد در صد غیر قابل اعتمادند. در چنین دنیایی دولت ها غالبا با منطقسود و زیان و منافع ملی سیاست های خود را با دیگر کشورها تنظیم می نمایند. این دولت ها ممکن است به محض مشاهده شرایط جدید، با همان منطق سود و زیان زیر تعهداتشان بزنند. ممکن است به تعهداتشان پایبند هم باشند. در چنین دنیایی چه باید کرد؟ آیا باید به دور کشور حصار کشید؟ آیا نباید با آنها پیمان بست و متحد استراتژیکشان شد؟ پاسخ این سؤال ها ساده و برای همه روشن است. نمی توان دور کشور حصار کشید. باید خوب دید، تجزیه و تحلیل کرد و بر اساس واقعیات و محاسبات دقیق، کشورها را انتخاب و بر اساس منافع و مصالح نوع روابط را تنظیم کرد. 40 سال است که آمریکا را می بینیم، رفتارش را تجزیه و تحلیل می کنیم. نتیجه؟ از تحمیل 8 سال جنگ تا

40 سال تحریم ظالمانه بگیر تا سرنگونی هواپیمای مسافربری و چند کوشش شکست خورده برای راه انداختن کودتای نظامی و رنگی و....

امروز اروپایی ها هم به آمریکا اعتماد ندارند. دارند؟

چرخش به سمت کشورهایی غیر از آمریکا و آن سه چهار کشور بدعهد اروپایی، به معنای زیر پا گذاشتن آن شعار معروف نیست. شعارنه شرقی نه غربی برای دوران دنیا دو قطبی است، دنیای که تمام شده است. امروز اثری از شوروی باقی نمانده است. آیا امروز دنیا دو قطبی است؟! امروز چین و هند قطب نیستند؟! یعنی واقعا روسیه امروز همان شوروی سابق است و اتفاق مهمی مثل فروپاشی شوروی رخ نداده است؟!

آقایان! اگر مبنای استدلالتان این شعار است، شوروی سال هاست فروپاشیده اما آمریکا نه که انشاء الله آن هم فرو خواهد پاشید. ضمن اینکه، بالاخره کشورها یا در شرق این عالم هستند یا در غرب این عالم! معنای نه شرقی و نه غربی این نیست که، با هیچ کشور شرقی یا غربی نباید متحد شد. معنای جمله این است که، روابط کشورت با سایرین به قول امام راحل، روابط گرگ و میشی نباشد. رابطه ارباب رعیتی نباشد. امروز روابط کشورمان با روسیه، چین، ترکیه و... روابطی است توأم با اقتدار و بر اساس منطق منافع ملی و احترام متقابل. روسیه اگر بر اساس منطق سود و زیان، در چند جا با آمریکا! علیه کشورمان همراهی نموده، در چند جا هم با ما علیه آمریکا همراهی نموده و این یعنی، این کشور صد در صد غیر قابل اعتماد نیست. ضمن اینکه، روسیه در آن چند جا، برگه ای را امضاء نموده که، آمریکا آن را علیه کشورمان تهیه نموده است! یعنی پرچمدار و کارگردان بازی دشمنی با ایران، آمریکا و آن چند کشور اروپایی بوده اند. حال کدام یک از این کشورها قابل اعتمادترند؟! به روسیه اعتماد صد در صد نداریم همانطور که به هیچ کشوری نباید چنین اعتمادی کرد، اما تجربه سیاه برجام و دشمنی 40 ساله آمریکا و دوستانش به ما می گوید، باید به آمریکا و آن چند کشور اروپایی صد در صد بی اعتماد بود.

اشاره کردیم که، برقراری روابط استراتژیک با هر کشوری مادامی که روابط، ارباب رعیتی نباشد و از سر اقتدار و احترام و هوشیاری باشد هیچ اشکالی ندارد. راستی! چه کسی اجازه داد روسیه وارد بازی سوریه گردد؟ جز ایران؟ روسیه آیا برخلاف تبلیغات وحشتناکی که طی روزهای گذشته از سوی آن جریان خاص می شد، در نشست هلسینکی ایران را به ترامپ فروخت؟

روابط ایران با روسیه، چین یا هر کشور دیگری در شرق و غرب این عالم روابط ارباب رعیتی نیست. اینکه از تو امتیاز بگیرند و امتیاز ندهند، پس از اجرای کامل تعهداتت مجددا تحریمت نمایند، تحقیرت نمایند، به هواپیمایت سوخت ندهند و تصریح نمایند، حاضر نیستند (یا نمی توانند) از این به بعد هم هیچ تضمینی بدهند یعنی، دنبال روابط ارباب رعیتی اند. به این گونه کشورهاست که اصلا نباید اعتماد کرد و متحدش شد. آلمان وقتی هنوز موعد تحریم های ترامپ فرا نرسیده، صدها میلیون یورو از دارایی هایت را می دزدد، فرانسه وقتی حاضر نمی گردد تحت هیچ شرایطی میزبانی قاتلان 17 هزار شهید ایرانی را از دست بدهد و آمریکا وقتی به راحتی آب خوردن زیر تمام تعهداتش می زند و مرتب از تغییر رژیم ایران حرف می زند، یعنی باید از این کشورها فاصله گرفت. معمای عجیبی است؛ دیروز مشاور رئیس جمهور محترم، چند ساعت پس از اینکه ترامپ گفت، صد در صد از براندازان ایران حمایت می نماید توییت کرد، با آمریکا باید مذاکره کرد!

یکی از بزرگترین دروغ هایی که این روزها زیاد در فضای مجازی پمپاژ می گردد این است که کشورهایی مثل ژاپن و کره جنوبی پس از نزدیک شدن به آمریکا پیشرفته و صنعتی شدند. صِرف نزدیک شدن یا دور شدن از یک کشور، هیچ کشوری را نه پیشرفته نموده نه عقب مانده. کشورهای زیادی را می توان نام برد که از نزدیک شدن به آمریکا هم فرا تر رفته و تبدیل به نوکر آن شده اند اما، رهبرانشان به دست همین آمریکا کشته شده، و هیچ نشانه ای از یک کشور صنعتی و پیشرفته هم ندارد. آیا عربستان یک کشور صنعتی است؟ کشورهای مرتجع عربی چطور؟ آیا لیبی به همین چند کشور غربی اعتماد نکرد؟ قذافی تا آنجا به بعضی از رهبران این کشورها نزدیک شد که، هزینه تبلیغات انتخاباتی شان را هم از جیب ملتش می داد. سارکوزی، رئیس جمهور اسبق فرانسه به خاطر دریافت پول از رفیق و متحدش در لیبی چند باری به دادگاه کشیده شد. امروز قذافی کجاست؟ شرایط لیبی چگونه است؟ تاریخ

پر است از امثال قذافی...

عقل می گوید، کشورها با کوشش و زحمت است که به جایی می رسند. امثال ژاپن و کره جنوبی امروز نان زحمات خود را می خورند. گفته می گردد مهم ترین دلیل مرگ و میر مردان ژاپنیپرکاری است. صنعت خودروی ژاپن و کره جنوبی را آمریکا به این نقطه نرسانده است. اتفاقا این دو کشور در آن حوزه هایی که به آمریکا نزدیک شده اند، عقب افتاده و در آن حوزه هایی که روی پای خود ایستاده و و زحمت کشیده اند، پیشرفته اند. امثال ژاپن و کره جنوبی در حوزه سیاست و اقتدار نظامی، کشورهای عقب مانده ای هستند. ژاپن ارتش به معنای مصطلح در سایر کشورها ندارد و نظامیان این کشور اجازه مشارکت در عملیات های برون مرزی را ندارند. قانون اساسی این کشور را هم آمریکایی ها نوشته و تحمیل نموده اند. ژاپن فقط در حوزه اقتصاد و صنعت سرآمد است و آن را هم از صدقه سر زحمات خودشان دارند.

اینکه چرا هنوز چشم امید به ناقضان برجام دارند و از بدعهدی های ناتمام آنها خسته نمی شوند، سؤالی است که باید خود جوابگوی آن باشند. شاید قطع امید از آنها را به معنای پذیرفتن شکست تلقی می نمایند. هر چه باشد تمام دولت یازدهم خلاصه شده بود در وزارت خارجه، وزارت خارجه هم خلاصه شده بود در آقای ظریف و تمام هم و غم آقای ظریف هم شده بود، برجام!

دلیل آویزان بودن آن جریان خاص نفوذ نموده به بدنه دولت به آمریکا و آن چند کشور بدعهد اروپایی آن هم تحت هر شرایطی هرچه هست، قطعا به خاطر منافع ملی و رساندن کشور به قله های پیشرفت نیست. اما دلیل حمله چند روز گذشته آنها به حرکت به سمت کشورهایی غیر از آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان احتمالا سفر مهم چند روز گذشته دکتر ولایتی به روسیه و احتمالا چین است. سفر مهم و پر باری که فقط گوشه بسیار کوچکی از آن رسانه ای شده و جیغ آمریکا و اروپا و آن جریان واداده را درآورده است!

یادداشت کیهان، جعفر بلوری

منبع: تسنیم

به "آیا به روسیه می توان اعتماد کرد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آیا به روسیه می توان اعتماد کرد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید